ماموران اطلاعاتی و امنیتی بطور مرتب با 9 تن از دانشجویانی که سابقا بازداشت شده بودند، تلفنی تماس گرفته و آنها را با تهدید محاکمه به اتهام ارتداد که حکم آن اعدام است، به وحشت انداخته اند. کمپین بین ا لمللی حقوق بشر در ایران بشدت نگران امنیت جانی این دانشجویان است.
دانشجویان تهدید شده عضو جنبش سراسری دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب اند که معروف به چپ معتقد به مارکسیسم هستند. 51 نفر از این دانشجویان در طی ماههای آذر و دی در سال 1386 توسط نیروهای امنتی بازداشت شدند. این دانشجویان پس از تودیع وثیقه های غیر معمول که تا به 300 میلیون تومان هم می رسید موقتا از زندان آزاد شدند.
در طی هفته های اخیر، بازجویان بطور مکرر با تعدادی از دانشجویان، تماس تلفنی گرفته و آنها را تهدید کرده اند. انوشه آزادبر، بیژن صباغ، مجید اشرف نژاد، امین قضایی، بهروز کریمی زاده، عابد توانچه، بیتا صمیمی زاده، پیمان پیران و مهدی گرایلو از جمله دانشجویانی هستند که تهدید می شوند.
یکی از دانشجویانی که سابقا در بازداشت بود به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: "تلفن ها از سوی بازجویان است. من کاملا صدای آنها را می شناسم. یکی خودش را حاجی سعید و دیگری حاجی ممد معرفی می کند. تلفن های تهدید امیز دیگری هم هست که ما آنها را نمی شناسیم، اما آنها ادعا می کنند که کاملا با پرونده های قضایی ما آشنا هستند."
دست خودم نیست آخه درد می کنه ...بدجوری هم درد می کنه...ولی چرا دست خودمه ..خودم اینطوری می خوام..یعنی اگه نخوام دیگه این من نیستم ..شاید یه عوضی آشغال!
وقتی دور و برت کلی آدم باشند که فقط دور و برتند و به هیچ عنوان نمی تونی باهاشون حرف بزنی ..چون واقعا نمی دونی چی باید بگی و این حقیقتیه! چی باید گفت ؟ از روی اجبار یا شاید علاقه میخوای به چیزایی روی بیاری که میشه روش حساب کرد!!! و نتیجش هم همینه!!تخلیه !!!!
و تخلیه میشی! و اون تیکه کاغذ میتونه دنیای تو باشه!! و تو توش زندگی می کنی...نفس می کشی!!
پی نوشت1:سعی می کنم فکر کنم همه چیز خوب پیش میره..امتحانا هیچ وقت مهم نبودند..فقط لجظه ها مهمند که باید اونطوری که میخوام سپری بشن!!
پی نوشت۲: حس مادری رو دارم که به دنیا آمدن نوزادش رو انتظار می کشه و سعی می کنه دردی که قراره به سراغش بیاد نادیده بگیره!
پی نوشت۳:بر می گردم پر انرژی تر از همیشه!!!!!